| عالم برزخ |
|
|
|
| نوشته شده توسط حسین نجف زاده دانشجوی جهانگردی |
| يكشنبه ، 6 تیر 1389 ، 21:06 |
![]() وجود عالم برزخ قبل از قیامت پرسش:آیا بعد از مرگ هر کس او را به بهشت یا جهنم می برند؟ پاسخ: خصوصیات عالم برزخ انسان که از این دنیا میرود، به عالم دیگری به نام برزخ وارد میشود و در آنجا هست تا وقتیکه در صور دمیده شود و مردم از قبرها بیرون آیند، در آن وقت به عالم قیامت وارد میشوند. برزخ به معنای فاصله است ، فاصله بین دو خشکی یا دو آب یا دو چیز دیگر را برزخ گویند و چون عالمی که انسان پس از مردن در آنجا بسر میبرد، فاصله ایست بین عالم دنیا و قیامت ، آنرا عالم برزخ گویند. برای آنکه خصوصیات عالم برزخ قدری روشن شود، باید توضیح بیشتری در این باره داده شود. موجودی که در عالم برزخ است ماده ندارد؛ اما شکل و صورت و حد و کم و کیف و أعراض فعلیه را دارد؛ یعنی دارای اندازه و حدود است ، دارای رنگ و بوست . صورت مردمان برزخی رنگ و حد دارد، و در آنجا خوشحالی و مسرت و غضب و نگرانی هست ، در آنجا نور هست . بنابراین ، موجودات برزخیه دارای صورت جسمیه هستند ولی هیولی و ماده ندارند.
عالم برزخ اعتقاد ما، مکارم شیرازی ، ناصر؛
در میان این جهان و سرای آخرت، جهان سومی به نام «برزخ » است که ارواح همه انسانها پس از مرگ تا روز قیامت در آن قرار می گیرند. «و من ورائهم برزخ الی یوم یبعثون، و پشت سر آنها (پس از مرگ) برزخی است تا روز قیامت » . (1) البته از جزئیات آن جهان نیز آگاهی زیادی نداریم و نمی توانیم داشته باشیم، این قدر می دانیم که ارواح نیکان و صالحانی که در درجات بالا قرار دارند (مانند ارواح شهدا) در آن جهان، متنعم به نعمتهای فراوانی هستند: «و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون، هرگز گمان مبر کسانی که در راه خدا کشته شدند مردگانند، بلکه آنها زنده اند و در پیشگاه پروردگارشان متنعمند» . (2) و نیز ارواح ظالمان و طاغوتها و حامیان آنها در آن جهان معذبند، همان گونه که قرآن درباره فرعون و آل فرعون می گوید: «النار یعرضون علیها غدوا و عشیا و یوم تقوم الساعة ادخلوا آل فرعون اشد العذاب، عذاب آنها (در برزخ) آتش (دوزخ) است که هر صبح و شام بر آن عرضه می شوند، و روزی که قیامت بر پا شود (می فرماید) آل فرعون را داخل سخت ترین عذابها کنید!» (3) ولی گروه سومی که گناهان کمتری دارند نه جزء این دسته اند و نه جزء آن دسته، و مشمول هیچ کدام از عذاب و کیفر نیستند، گویی در جهان برزخ در حالتی شبیه به خواب فرو می روند و در رستاخیز بیدار می شوند! «و یوم تقوم الساعة یقسم المجرمون ما لبثوا غیر ساعة...و قال الذین اوتوا العلم و الایمان لقد لبثتم فی کتاب الله الی یوم البعث فهذا یوم البعث و لکنکم کنتم لا تعلمون، و روزی که قیامت بر پا شود گنهکاران قسم یاد می کنند که جز ساعتی در عالم برزخ درنگ نکردند... اما کسانی که علم و ایمان به آنها داده شده (خطاب به مجرمان) می گویند:شما به فرمان خدا تا روز قیامت (در عالم برزخ) قرار داشتید، و اکنون روز رستاخیز است ولی شما نمی دانستید!» (4). در روایات اسلامی نیز از پیغمبر اکرم (ص) آمده است که فرمود: «القبر روضة من ریاض الجنة او حفرة من حفر النیران، قبر یا باغی است از باغهای بهشت، یا حفره ای از حفره های دوزخ » . (5) پی نوشتها: 1- سوره مؤمنون، آیه 100. 2- سوره آل عمران، آیه 169. 3- سوره مؤمن، آیه 46. 4- سوره روم، آیه 56. 5- صحیح ترمذی، جلد 4، کتاب صفة القیامة، باب 26، حدیث 2460، در منابع شیعه این حدیث گاه از امیر مؤمنان علی (ع) و گاه از امام علی بن الحسین (ع) نقل شده است (بحار الانوار، جلد 6، صفحه 214 و 218) .
پرسش: آیا در عالم برزخ نیز زمان مطرح است؟ این زمان چگونه است، مثلاً کسى که هزاران سال پیش از دنیا رفته چه تفاوتى با فرد تازه گذشته دارند؟ پاسخ: گویا سؤال کننده احتمال داده کسى که هزاران سال پیش از دنیا رفته از حیث میزان آسایش و راحتى یا از جهت عذاب و شدت گرفتارى با کسى که نزدیک به قیامت چشم از جهان بسته تفاوت دارد، و حال آن که بر پایى قیامت، تمام شدن نعمت یا پایان عذاب برزخ نیست که گمان شود کسى کم تر یا بیش تر متنعّم بوده یا عذاب کشیده، بلکه قیامت ادامه همان حالت برزخى است به صورت دیگر. با توجه به این که چون حالات برزخیان متفاوت است، گاهى شدت گرفتارى هاى مراحل برزخى موجب آمرزش و تخفیف عذاب قیامت مى گردد. عالم برزخ پرسش:عا لم برزخ چگونه جایی است؟ آیا واقعا به صورت فیزیکی مرده ها در آخرت زنده می شوند؟ پاسخ: عالم برزخ جائی است بین این عالم و عالم آخرت که انسانها بعد از هجرت نمودن از این دنیا به آنجا منتقل شده و تا بر پا شدن قیامت در آن مستقر می شوند. {خداوند در این باره می فرماید: "و قالوا ء اذا ضللنا فی الارض ء انا لفی خلق جدید بل هم بلقاء ربهم کافرون قل یتوفیکم ملک الموت الذی وکل بکم ثم الی ربکم ترجعون"[i] که حاصلش این است که شما با مردن در زمین گم نمی شوید و معدوم نمی گردید، بلکه ملک الموت که موکل بر مرگ است آن حقیقتی را که لفظ"شما"و"ما"به آن دلالت می کند، و عبارت از جانها است می گیرد و در قبضه او باقی می ماند و گم نمی شود، آنگاه وقتی مبعوث شدید بسوی خدا برمی گردید، و دوباره بدنهای شما به جانهایتان ملحق می شود، و باز شما شمائید.}[ii] [i] . سوره الم سجده آیه 10 و .11 [ii] . فهرست موضوعی مقالات :: عقاید :: معاد :: معاد و زندگی پس از مرگ :: امکان معاد :: آیا زندگی دوباره مردگان ممکن نیست؟
تکامل در عالم برزخ پرسش:آیا تکامل در عالم برزخ امکان دارد؟ پاسخ: مرحوم علامه طباطبائی(ره) در پاسخ به سؤالی در این خصوص اینگونه فرمودهاند: اگر استکمال در برزخ فرض شود، هر چه انسان در ماده کسب کرده همان مرتبه از کمال را دارا است، مگر اینکه تخم محبت و معرفت را در وجودش بکارد، که نهالش در برزخ ظهور میکند. بنابراین، اگر در دنیا بذر تکامل را کاشته باشد، در عالم برزخ پرورش مییابد. مانند اینکه اگر سنت حسنه و یا بنای خیری در دنیا بنیان نهاده باشد، ثوابش به روح او عاید میگردد[1]. [1]کتاب در محضر علامه طباطبائی (ره) پرسشها و پاسخها صفحه 160
اختیارات در عالم برزخ پرسش:میزان اختیارات انسان در حیات برزخی چقدر است؟ پاسخ: در آنجا اختیارات انسان مانند این دنیا نیست که در انجام هر کاری توانا باشد و قدرت انتخاب داشته باشد آنجا دار حساب و کتاب است در همین باره امیرالمومینن (ع) می فرمایند:...فَکُونُوا مِنْ أَبْنَاءِ الْآخِرَةِ وَ لَا تَکُونُوا مِنْ أَبْنَاءِ الدُّنْیَا فَإِنَّ الْیَوْمَ عَمَلٌ وَ لَا حِسَابَ وَ الْآخِرَةَ حِسَابٌ وَ لَا عَمَلَ ...[1]..پس از فرزندان آخرت باشید و از فرزندان دنیا نباشید پس همانا امروز روز عمل است و حسابی در کار نیست و آخرت روز حساب است و عملی در کار نیست....نهایت اختیاری که وجود دارد اختیار برای بهشتیان در انتخاب نوع لذتی است که می تواند از آن بهره ببرد. [1]بحارالأنوار ج : 67 ص : 77
روح در عالم برزخ پرسش:آیا روح مجددا در عالم برزخ از بدن خارج می شود و جسم دیگری را تجربه می کند؟ پاسخ: به این امر در اصطلاح تناسخ می گویند که از نظر حکما و فلاسفه اسلامی محال است، در ابطال تناسخ به طور عام دو برهان اقامه شده است. ابن سینا در «اشارات » به دو دلیل اشاره کرده است و در «مبدا و معاد»، «نجات » و «شفا» در مبحث نفس نیز در ابطال آن سخن گفته است در اشارات آمده است: «فاما التناسخ فی اجسام من جنس ما کانت فیه فمستحیل و الا لاقتضی کل مزاج نفسا تفیض الیه و قارنتها النفس المستنسخة. فکان لحیوان واحد نفسان. ثم لیس یجب ان یتصل کل فناء بکون، والا یکون عدد الکائنات من الاجسام عدد مایفارقها من النفوس مفارقة یستحق بدنا واحدا فیتصل به اویتدافع عنه متمانعة. ثم ابسط هذا و استعن بما تجده فی مواضع اخرلنا» [1] . بیان فوق مشتمل بر دو دلیل است: دلیل اول: هر بدنی برای پذیرفتن نفس مستلزم افاضه آن از جوهر مفارق به آن بدن است و در صورت تحقق تناسخ، لازم می آید که یک بدن دارای دو نفس باشد: یکی نفس افاضه شده به بدن به وسیله جوهر مفارق و دیگر نفسی که به سبب تناسخ به بدن وارد شده است و این محال خواهد بود. در «نجات » نیز آورده است ک نفس همراه تهیؤ و آمادگی بدن از سوی علل مفارق حادث می شود و این نفس نمی تواند بر سبیل اتفاق بر هر بدنی تعلق گیرد. بلکه نوعی استحقاق و تهیؤ در آن بدن خاص هست که آن نفس بدان تعلق می گیرد و به بدن دیگری تعلق نمی گیرد. پس اگر فرض کنیم نفسی در دو بدن تعلق بگیرد هر یک از ابدان مستحق نفسی است که در آن حادث شده است و دیگر نفسی که به واسطه تناسخ بدان تعلق گرفته است. در این صورت لازم می آید دو نفس با هم در بدن واحد قرار گیرند. البته علاقه بین نفس و بدن بر سبیل انطباع نیست بلکه علاقه اشتغال است. نفس اشتغال به بدن دارد و بدن از آن منفعل است. هر حیوانی نفس خود را که مصرف و مدبر بدن است به صورت واحد شعور می کند. اگر در این جا نفس دیگری می بود حیوان آن را هم احساس می کرد. پس معلوم است که نفس دومی اشتغال به بدن و علاقه به آن ندارد و علی هذا تناسخ به هیچ وجه من الوجوه صحیح نیست. [2]دکتر ملکشاهی در شرح فارسی اشارات که متضمن توضیحات خواجه است چنین آورده است: پیوستن نفس تناسخ یافته به بدن دوم، یا در حال تباهی بدن اول یا پیش از آن یا بعد از آن است. در صورت اول یا بدن دوم در همان حال حادث می شود یا آن که قبلا حادث شده است. بنابر احتمال اول یا تعداد نفوس مفارق با تعداد بدنهای حادث شده مساوی است و یا آن که تعداد نفوس بیشتر از ابدان و یا کمتر از آنهاست. در صورت اول که تعداد نفوس مفارق با تعداد بدنهای حادث شده یکی باشد لازم می آید که فنای هر بدنی با هستی یافتن بدن دیگر قرین باشد و همچنین لازم می آید به تعداد بدنهای تباه شده، بدنهای تازه ای حادث گردد. و هر دو لازم محال و ناممکن است. در صورت دوم که تعداد نفوس بیشتر از ابدان باشد، نفوسی که در یک بدن جمع می شوند یا در اتصال به آن ابدان مشابه و یا مختلف اند. در صورت اول یا باید همه با هم به بدن متصل گردند که لازمه این احتمال تحقق یافتن نفوس متعدد در یک بدن است که محال است. و یا آن که به واسطه ممانعت یکدیگر هیچ کدام به بدنی که مستعد پذیرفتن نفس است، متصل نباشند و این هم محال خواهد بود و در صورتی که در استحقاق مختلف باشند لازم می آید که بعضی ها متصل شده و بعضی دیگر متصل نشوند، و نتیجه این فرض هم خلف است. در صورت سوم که تعداد نفوس کمتر از تعداد ابدان باشد یا باید یک نفس به چند بدن متصل گردد که محال است، یا بعضی بدنهای مستعد، بدون نفس بماند که آن هم ناممکن خواهد بود و یا آن که نفس به بعضی از بدنها متصل شود و برای بعضی دیگر هم نفس دیگر حادث گردد که به واسطه ترجیح بلا مرجح این صورت هم ناممکن و محال است. و اگر نفس به بدنی متصل شود که آن بدن پیش از مفارقت این نفس حادث شده است در این صورت این بدن یا نفس دیگری دارد و یا آن که نفس دیگری ندارد. در صورت اول لازم می آید که یک بدن دارای دو نفس باشد و در صورت دوم لازم می آید بدنی که مستعد نفس است خالی از نفس بماند. چنان که بیان کردیم هر دو لازم محال و ناممکن خواهد بود. بطلان این امر به اختصار از نظر اسلام، این فرضیه ای است باطل و محال زیرا هم مخالف عقل است و هم ضد تکامل، زیرا بدنی که این روح می خواهد به آن منتقل شود یا خودش روح دارد و یا ندارد.اگر روح دارد مستلزم آن است که یک بدن دارای دو روح بشود ( روح خودش و این روحی که وارد شده است ) و این همان وحدت کثیر و کثرت واحد است که محال بودنش معلوم است . و اگر نفس و روحی ندارد مستلزم آن است که چیزی(روحی) که به فعلیت رسیده و کمال پیدا کرده، دو باره بر گردد و بالقوه شود و محال بودن این روشن است و همچنین است اگر بگوئیم که نفس تکامل یافته ی یک انسان بعد از جدایی از بدنش به بدن گیاه یا حیوانی منتقل شود، زیرا این مستلزم بالقوه شدن چیزی است که به فعلیت رسیده است . از نظر آیات و روایات هم روح انسان پس از مردن ، از بدنش جدا شده و در عالم برزخ ، داری حیات برزخی ( بدون مصاحبت با جسم و بدن خاکی ) است و روز قیامت که به فرمان الهی همه انسانها زنده می شوند این روح مجددا به بدن بر می گردد و انسان برای رسیدگی به اعمالش یا همین بدن وارد محشر می شود.[3]
[1] - ابن سینا، الاشارات و التنبیهات، ج 3، دفتر نشر الکتاب الطبع الثانی،1403 ه، ص 356. [2] - ابن سینا، النجاة، تهران، مرتضوی، 1364 ص 189. [3] این پاسخ با استفاده از بحث تناسخ در تفسیر المیزان – تفسیر نمونه و در کتاب مجموعه مقالات و پرسشها و پاسخ ها ج 2 نوشته استاد علامه طباطبائی (ره) تنظیم گردیده است
عالم برزخ و حالات انسانها در آن پرسش:وضع انسانها پس از مرگ چه می شود؟ حالاتشان چگونه است؟ پس قیامت کی اتفاق می افتد؟ پاسخ: 1- بنا بر بعضی از اخبار و مستفاد از ظواهر آیات قرآن کریم انسان بعد از مرگ طبیعی به عالم دیگری منتقل می شود که بعضی از خواص این عالم را در بر دارد و در حقیقت تتمه حیات دنیوی محسوب می شود و تا قیام قیامت ادامه دارد این عالم را در لسان شرع برزخ می نامند اگر چه در زبان فلسفه و عرفان به عالم مثال و ملکوت معروف است. 2- در این عالم تفاصیل اعمال مورد باز جویی و تفحّص قرار نمی گیرد بلکه کلیات عقاید مورد باز خواست واقع می شوند و ممکن است بعضی از اعمال نیک و بد انسان هم در آن جا منعکس شوند. 3- حالات افراد در این عالم متفاوت است دسته ای کاملاً در نعم الهی و گروهی کاملاً در عذاب برزخی و گروهی بینا بین هستند و دسته های زیادی هم در حالتی شبیه خواب بوده و تا روز قیامت از ادارک گسترده و دریافت حقایق به نحو واضح محروم هستند، تنها مؤمنین محض و کفار محض در نعمت یا عذاب کامل هستند، بر خورداری بقیه انسانها بستگی به اندازه کمال معنوی و رشد آنها در دنیا دارد. 4- خداوند مهربان و غفور و رحیم است ولی به هر تقدیر انسان در گرو اعمال خود خواهد بود و اعمال متأخر، ادعیه و خیراتی که دیگران انجام دهند در سر نوشت انسانها در برزخ دخالت دارد. 5- بنا بر تصریح قرآن کریم علم الساعه در روز قیامت در نزد خداوند است و جز او کسی از این روز با خبر نیست البته آخرت اشراط و علائمی دارد که دلالت بر نزدیکی قیامت دارند ولی نباید گمان کرد که نزدیکی قیامت مثلاً یعنی 100 سال دیگر یا 1000 سال دیگر مثلاً ظهور پیامبر اکرم(ص) و شق القمر از علائم آخر الزمان است ولی این ممکن است هزاران سال طول کشد و... انسان و عالم برزخ عالم برزخ کجاست و انسان ها در آن جا چه می کنند؟ عالم برزخ به عالمی می گویند که بین دنیا و قیامت کبری قرار دارد و زندگی برزخیبه حد فاصل بین زندگی دنیوی و زندگی اخروی گفته می شود. این یکی از حقایق انکارناپذیر قرآنی است که انسان ها پس از مرگ، در عالمی به نامبرزخ قرار می گیرند و به حیات برزخی خود ادامه می دهند تا پس از متلاشی شدن نظاممادیِ دنیوی و شکل گیری حیات اخروی، با طرح و نظامی جدید، بر سر سفره ای حاضر شوندکه برای خود گسترده اند و از نتایج اعمال خویش بهره مند گردند. در قرآن کریم می خوانیم: «هنگامی که مرگ یکی از آنان فرا می رسد، می گوید:پروردگارا! مرا باز گردان، شاید کارهای شایسته ای به جای آورم که ترک کرده بودم.هرگز، این سخنی است که او می گوید و پشت سرشان برزخی است تا روزی که برانگیختهشوند.»(38) درباره مسائل مربوط به برزخ و این که در کجاست، انسان ها در آن جا چگونه اند،آیا حرکت و تکامل در آن جا وجود دارد یا خیر و ده ها مسئله دیگر، به جز آن چه ازطریق وحی در قرآن کریم و یا آن چه از طریق پیشوایان معصوم به ما رسیده است، اطلاعدیگری نداریم. این موضوع نیز همچون رستاخیز و قیامت از موضوعاتی است که تا در آنهاگام نگذاریم نمی توانیم به همه ویژگی ها و حقیقتشان پی ببریم. یکی از نویسندگان پس از بررسی همه جانبه موضوع و با نگاه به آیات و روایات، درجمع بندی نهایی می نویسد: «وقتی روح از بدن مادی قطع رابطه می کند و لباس قالبمثالی را می پوشد، برزخ بر او جلوه گر می شود... عالم برزخ عالمی نیست که پس از مرگانسان پیدا شود، بلکه عالمی است که انسان در حیات دنیوی در بطن آن بوده، ولی محجوباز آن است [و نمی تواند آن را ببیند]. با مرگِ بدن، حجاب ها کنار رفته و روح، خودرا در آن چه باطناً بوده می یابد. هر عملی که انسان در دنیا انجام می دهد، چهرهباطنی و برزخی آن را نیز می سازد. همان گونه که در دنیا بین انسان ها روابط ونسبت های اعتباری وجود دارد، در برزخ نیز عقاید و اعمال و اوصاف و روابطی با اشخاصدیگر وجود دارد. دریافت این روابط و نسبت ها قبل از قرار گرفتن در آن نظام، ممکننیست، مگر از طریق کشف و شهود... عالم برزخ بر ما محیط است، ولی ما از دیدن آنمحرومیم. وقتی مردیم، با چشم برزخی آن را مشاهده خواهیم کرد... . هر انسانی طبقخصوصیت وجودی و اکتسابی - که در حیات دنیوی به دست آورده است - در برزخ، وضع خاص وجای گاه مخصوص نظام برزخی را احراز می کند.»(
|
| آخرین بروز رسانی در يكشنبه ، 6 تیر 1389 ، 21:23 |








